صفحه اصلی » معنی Critical: راهنمای جامع معانی و کاربردهای کلمه Critical

معنی Critical: راهنمای جامع معانی و کاربردهای کلمه Critical

در این مقاله به بررسی کامل معنی critical در فارسی می‌پردازیم و تمامی معانی، کاربردها، اصطلاحات رایج و مثال‌های عملی این کلمه مهم را بررسی می‌کنیم. آیا می‌دانید critical در پزشکی، فیزیک، نقد ادبی و مدیریت چه معانی متفاوتی دارد؟

📖 معنی اصلی و کلی Critical در زبان انگلیسی

کلمه Critical صفتی (Adjective) است که از ریشه یونانی “kritikos” به معنای “قادر به قضاوت کردن” گرفته شده است. در مفهوم کلی، critical معنی را می‌توان به صورت زیر تعریف کرد:

Critical صفتی است که وضعیت یا شرایطی را توصیف می‌کند که نیاز به توجه فوری و دقیق دارد، یا مربوط به قضاوت و ارزیابی دقیق است. این کلمه هم می‌تواند معنای مثبت (مانند تفکر انتقادی) و هم معنای منفی (مانند وضعیت بحرانی) داشته باشد.

💡 نکته مهم:

کلمه Critical بر خلاف ظاهر آن، همیشه معنای منفی ندارد. در بسیاری از contexts (بافت‌های زبانی) معنای مثبت و سازنده دارد، مانند “critical thinking” (تفکر انتقادی) که یک مهارت ارزشمند است.

🔊 تلفظ صحیح کلمه Critical

برای استفاده صحیح از کلمه، ابتدا باید تلفظ آن را بدانید:

لهجه تلفظ نمایش فونتیک
لهجه بریتیش (British) کری‌تی‌کَل /ˈkrɪt.ɪ.kəl/
لهجه امریکن (American) کری‌دی‌کَل /ˈkrɪt̬.ɪ.kəl/

🎯 ۸ معنی مختلف Critical در زبان فارسی

کلمه Critical بسته به context (بافت جمله) معانی مختلفی دارد. در ادامه critical معنی در ۸ دسته مختلف را بررسی می‌کنیم:

۱. بحرانی، حیاتی

مثال: The patient is in critical condition.

ترجمه: وضعیت بیمار بحرانی است.

۲. انتقادی

مثال: She wrote a critical review of the book.

ترجمه: او یک نقد انتقادی درباره کتاب نوشت.

۳. حساس، مهم

مثال: This is a critical moment in our history.

ترجمه: این یک لحظه حساس در تاریخ ماست.

۴. تحلیلی، بررسی‌کننده

مثال: Critical thinking is essential for success.

ترجمه: تفکر تحلیلی برای موفقیت ضروری است.

۵. سرنوشت‌ساز

مثال: The next 24 hours are critical for the negotiations.

ترجمه: ۲۴ ساعت آینده برای مذاکرات سرنوشت‌ساز است.

۶. خرده‌گیر، عیب‌جو

مثال: Don’t be so critical of his work.

ترجمه: اینقدر نسبت به کارش عیب‌جو نباش.

۷. تعیین‌کننده

مثال: Education plays a critical role in development.

ترجمه: آموزش نقش تعیین‌کننده‌ای در توسعه دارد.

۸. مربوط به نقطه بحرانی

مثال: The critical temperature of water is 100°C.

ترجمه: دمای بحرانی آب ۱۰۰ درجه سانتی‌گراد است.

🔬 معنی Critical در علوم و تخصص‌های مختلف

Critical معنی در رشته‌های تخصصی ممکن است تفاوت‌هایی داشته باشد:

رشته تخصصی معنی تخصصی مثال
پزشکی وضعیت بحرانی، نیازمند مراقبت‌های ویژه Critical care unit (بخش مراقبت‌های ویژه)
فیزیک و شیمی نقطه بحرانی، آستانه تغییر فاز Critical point (نقطه بحرانی)
ادبیات و نقد انتقادی، تحلیلی، بررسی‌کننده Critical analysis (تحلیل انتقادی)
مدیریت و کسب‌وکار حیاتی، ضروری، تعیین‌کننده موفقیت Critical success factor (عامل حیاتی موفقیت)
کامپیوتر و فناوری بحرانی، دارای اولویت بالا Critical error (خطای بحرانی)
مهندسی آستانه شکست، حد مجاز Critical load (بار بحرانی)

📚 اصطلاحات رایج و ترکیبات با Critical

کلمه Critical در ترکیب با کلمات دیگر، اصطلاحات پرکاربردی می‌سازد:

Critical thinking

معنی: تفکر انتقادی، تفکر تحلیلی

کاربرد: مهارت تحلیل و ارزیابی اطلاعات

Critical condition

معنی: وضعیت بحرانی

کاربرد: پزشکی – وضعیت خطرناک بیمار

Critical point

معنی: نقطه بحرانی

کاربرد: فیزیک – نقطه تغییر فاز مواد

Critical mass

معنی: جرم بحرانی

کاربرد: فیزیک هسته‌ای – حداقل جرم برای واکنش

Critical analysis

معنی: تحلیل انتقادی

کاربرد: ادبیات – بررسی عمیق یک اثر

Critical path

معنی: مسیر بحرانی

کاربرد: مدیریت پروژه – طولانی‌ترین مسیر فعالیت‌ها

Critical incident

معنی: حادثه بحرانی

کاربرد: مدیریت – رویداد مهم و تأثیرگذار

Critical review

معنی: نقد و بررسی

کاربرد: رسانه – ارزیابی دقیق یک محصول یا اثر

🔍 تفاوت Critical با Similar, Crucial, Vital

برای درک دقیق‌تر معنی critical، بهتر است آن را با کلمات مشابه مقایسه کنیم:

کلمه معنی اصلی تفاوت با Critical
Critical بحرانی، نیازمند توجه فوری تأکید بر فوریت و خطر
Crucial حیاتی، تعیین‌کننده تأکید بر اهمیت و سرنوشت‌سازی
Vital ضروری، لازم برای حیات تأکید بر ضرورت مطلق
Urgent فوری، نیازمند اقدام سریع تأکید بر زمان و سرعت
Important مهم، با اهمیت عمومی‌تر و کمتر قوی از Critical

⚠️ نکته کاربردی:

در موقعیت‌های رسمی و تخصصی، کلمات Critical، Crucial و Vital تقریباً معادل هم استفاده می‌شوند، اما در موقعیت‌های دقیق‌تر تفاوت‌های ظریفی دارند. Critical معمولاً برای شرایطی استفاده می‌شود که خطر یا بحران وجود دارد.

💬 مثال‌های کاربردی Critical در جملات

برای درک بهتر critical معنی، مثال‌های متنوعی را بررسی می‌کنیم:

مثال‌های با معنی “بحرانی”:

  1. انگلیسی: The patient’s condition is critical.
  2. فارسی: وضعیت بیمار بحرانی است.
  3. انگلیسی: We’re facing a critical shortage of water.
  4. فارسی: ما با کمبود بحرانی آب مواجه هستیم.

مثال‌های با معنی “انتقادی”:

  1. انگلیسی: The film received critical acclaim.
  2. فارسی: فیلم مورد تحسین منتقدان قرار گرفت.
  3. انگلیسی: She is very critical of modern art.
  4. فارسی: او بسیار نسبت به هنر مدرن انتقادی است.

مثال‌های با معنی “حیاتی و مهم”:

  1. انگلیسی: Your decision is critical to our success.
  2. فارسی: تصمیم شما برای موفقیت ما حیاتی است.
  3. انگلیسی: This is a critical phase of the project.
  4. فارسی: این یک فاز حیاتی پروژه است.

🔄 کلمات متضاد و مترادف Critical

دسته کلمات مترادف (Similar) کلمات متضاد (Opposite)
معنی بحرانی Crucial, Vital, Urgent, Grave, Serious Stable, Safe, Non-critical, Minor, Trivial
معنی انتقادی Evaluative, Analytical, Judgmental, Discerning Uncritical, Accepting, Praiseful, Complimentary
معنی مهم Important, Significant, Essential, Key, Decisive Unimportant, Insignificant, Minor, Secondary

📝 نکات گرامری و کاربردی درباره Critical

برای استفاده صحیح از کلمه Critical، این نکات گرامری را در نظر داشته باشید:

  • صفتی بودن: Critical همیشه به عنوان صفت استفاده می‌شود.
  • قید مرتبط: قید مربوط به آن Critically است.
  • اسم مرتبط: Criticism به معنای انتقاد، Critic به معنای منتقد.
  • حروف اضافه: معمولاً با حرف اضافه “of” یا “to” استفاده می‌شود.
  • جایگاه در جمله: می‌تواند قبل از اسم یا بعد از افعال to be قرار گیرد.
  • ساختارهای رایج: It is critical that… (حیاتی است که…)
  • سطح رسمیت: در زبان رسمی و آکادمیک بسیار رایج است.
  • ترکیب‌پذیری: با بسیاری از اسمها ترکیب می‌شود.

🎯 نتیجه‌گیری نهایی

کلمه Critical یکی از واژگان پرکاربرد و چندبعدی زبان انگلیسی است که معنی آن بسته به context می‌تواند از “بحرانی” و “حیاتی” تا “انتقادی” و “تحلیلی” متغیر باشد. درک دقیق این کلمه و کاربرد صحیح آن می‌تواند به بهبود مهارت‌های زبانی و ارتباطی شما کمک شایانی کند.

به یاد داشته باشید که تسلط بر چنین کلمات چندمعنایی، نیازمند مطالعه مثال‌های متنوع و تمرین عملی است. امیدواریم این راهنمای جامع درباره معنی critical توانسته باشد تمامی جنبه‌های این کلمه مهم را پوشش دهد و برای شما مفید واقع شده باشد.

❓ سوالات متداول درباره Critical معنی

آیا Critical همیشه معنای منفی دارد؟

خیر، Critical هم معنای مثبت دارد هم منفی. در عباراتی مانند Critical thinking (تفکر انتقادی) معنای مثبت و سازنده دارد، در حالی که در Critical condition (وضعیت بحرانی) معنای منفی دارد.

تفاوت Critical thinking با Criticism چیست؟

Critical thinking به معنای تفکر تحلیلی و ارزیابی‌کننده است (مهارتی مثبت)، در حالی که Criticism به معنای انتقاد و عیب‌جویی است (که می‌تواند مثبت یا منفی باشد).

آیا Critical با Crucial مترادف است؟

بله، در بسیاری از contexts این دو کلمه مترادف هستند و به جای هم استفاده می‌شوند. اما Critical تأکید بیشتری بر “بحران” و “خطر” دارد، در حالی که Crucial تأکید بر “اهمیت و سرنوشت‌سازی” دارد.

چگونه Critical را در مکالمه روزمره استفاده کنیم؟

می‌توانید از آن در موقعیت‌های مختلف استفاده کنید: “This is critical for our success” (این برای موفقیت ما حیاتی است) یا “Don’t be so critical” (اینقدر انتقادی نباش).